:) - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 13:46
بها دادن به آدما یعنی ضربه زدن به خودت تو این دنیا فقط خودتی و خودت :) خاص :+
۹۸ - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 13:46
یه بخش اعظمی از نبودن ها گاهی تا ابد و یک روز ادامه دارهپس تا وقتی هستیم دور هم خوش باشیم سلامسال نو مبارکامیدوارم سال خوبی داشته باشید در کنار کسایی که دوستشون دارید۹۸ با سین سیل شروع شدامیدوارم با ص صاعقه تموم نشه:)
م.ر - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 15:03
امروز رفتم دانشگاه کلاس کنسل شد حسش نیست دلم تنگ شده برا م.ر یعنی در حدی تنگ شده که الان بغض کردم اشکم داره میاد بخاطرش حرفی ندارم بگم فقط گریه دارم تقریبا یک ماه شاید به همین منوال بیام نت شرمنده تم مهربون دلم که تنگ میشه حرفهایی که زدیم از سیستم میخوانم و شیرینیش به دلم حال میده مثل همیشه منو بخاط...
خدای احساسم - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 15:03
برای م.ر شاید نوشتن از تو بهترین راه باشه برای آرامش قلبم تو این مدت دوری و نشون دادن پشیمونیم بابت یک سال و نشون دادن یه آینده بهتر که تو راهه و اثبات حسم به تو خیلی درمورد کسی نمی نویسم نه تنها اینجا تو هیچ صفحه دیگه اما درمورد تو نوشتم و باز هم می نویسم چون این کارو از سر حسی به نام عشق انجام مید...
منتظرم باش م.ر - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 15:03
میگن خودت و درگیرش نکن آخرش شکست میخوری میدونی کی و میگم میگن من درگیر م.ر نشم کی من عمرامگه میشه بدون اون نفس کشید؟!نه نمیشه والله حسم فرق میکنه خاصه خلاصه هر چی بگید من کار خود م و میکنم بچه کل شق تشریف دارم میدونی شاید اگر جای من بو دی هم همین کار میکردی شرط اول هر دوستی اعتماد هست که من دارم بهش...
جان بخش - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 15:03
بعضیا وجود شون یعنی آرامش مطلق مثل وجود تو توی زندگی من آرامش مطلق منی م.ر حسی تکرار نشدنی در تاریخ شیرین و روح افزا دوستت دارم نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۶ساعت 13:58 توسط ๒คภ๏๏ ๓เtгค|
دکی - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 15:03
بابا حالش بد شده اومدم بیمارستان یکی یه چی بگه اشک ریختم حالم بده خیلی قوی و بزرگ شدم به حدی که نزدم زیر گریه و خودم تمام کارهای بابا رو انجام دادم الان مامان منتظر جواب آزمایش خون و ادرار باباست من هم خونه ساعت11شب هیچی نخوردم گشنمه تو بیمارستان یه کم حجاب نداشتم ملت داشتن میخوردن دیگه درکل چون ویل...
یونی - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 15:03
دانشگاه خوبه ولی آقایون خیلی ور میزنن همش صدای پچ پچ میاد زنگ زبان خارجه یه پسره هست جواب سربالا میده اون روز گفت استاد از رو راهنما جواب میدیم منم گفتم آره آقایون بلد نیستن راهنما دارن کلاس از خنده رفت هوا بعد گفت خیلی سربالا جواب میدی اااا کل میندازه همش با من:/ یکی از دوستام میگه اولین کسی هستی ک...
حس غریب - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 15:03
داشتم آلبوم های عکس مو می دیدم چون بچه اول بودم حسابی ترکوندن واسم یهو عکس آدرین رو دیدم هواشو کردم از بچگی دوسش داشتم ولی الان من این سرم اون اون سر نگاهش کردم اشکم اومد تار دیدمش بدم اومد از اشکای مزاحم ک نذاشتن ببینمش الان داره چی کار میکنه؟با کیه؟چرا دلم یهو گرفت با دیدنش بعضی حسا ب بعضیا از بچگ...
.. - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 15:03
تا ی مدت نیستم نتم و باید اوکی کنم بیام . خوش باشید. دوستت دارم م.ر عشقم یه کامنت دادم بهت امیدوارم رسیده باشه بهت نوشته شده در جمعه یکم دی ۱۳۹۶ساعت 10:10 توسط ๒คภ๏๏ ๓เtгค|
دوباره - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 15:03
دوباره لریزدیم ولی این بار زود زدم بیرون پالتو برداشتم بدون روسری با علی پسر همسایه رفتم بیرون بعد مامان اومد یک ربع بعد اومدم تا الان خواب بودم نوشته شده در چهارشنبه ششم دی ۱۳۹۶ساعت 8:15 توسط ๒คภ๏๏ ๓เtгค|
بدون اصاب - تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 9:54
نمیتونم هیچی بنویسم ی حس ترس دارم خدایا یا تمومش کن یا تمومم کن بسه دیگ چرا دستم ب نوشتن میره دلم میره اما تایید نه؟ انگار این سنگینی لعنتی قرار نیس از روی تنم برداشت بشه گل بگیرم در دانشگاه رو ک سومین روزم آخرش رفتم بابا بسه دیگ کم مونده بگن خودتو
درد و دلی با خدا - تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 9:54
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
من و درس:) - تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 9:54
امروز اولین روز دانشگاه بود از شدت خستگی داشتم می مردم دیگ ینی رسیدم خونه سریع ناهار بعدش ی تمرین تکرار و بعدش خواب از ساعت۳:۳۰تا۴:۳۰خواب دستم مونده بود زیرسرم الان داره میشکنه از درد استاد مون ی خانوم بود:/بد درس نمیده فعلا درس اولش سنگینه خیلی ال
درخواست عشق.رویای شبانه - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 5:37
بچه بودم نزدیک۱سالم رفتیم مشهد تو راه برگشت لواشک خریده بودن ک گذاشته بودن پشت ماشین مابین صندلی و شیشه منم توبغل لی لی عمه و مادرم بودم هیچی دیگ داشتم بالواشکه حال میکردم واس خودما:)ک یهو صدای مارچ و مورچم میره بالا اینامیفمن ک دارم واس خودم حال میکنم:))حالا ادامه من در بزرگ سالی:))عاقااون روز مادر...
شعر عاشقانه.رویای شبانه - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 5:37
عاقا سلام ببخشید دیر میام اینستام تمام تایممو پرمیکنه چون با پسرخاله هام ی جام:)خوشیم خنده داریم همیشه شکرخدا:) از هرکسی اومد ممنونم بازم بیاد:) عاقا مارفتیم قم توی مسیر چون شب بود کلا موهام باز بود و جلوی لختش مث شلاق میخورد رو صورتم چون شب بود کسی نمیدید ک مادرم مث من:)پدرت پایه باشه حلع:) عروسی پ...
قصه ی عشق ما دوتا :) - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 5:37
سلامــــ خوبید؟؟؟؟؟؟ همیشه این ورد زبونمه که من ک از هند اومدم با ماشین بنز اومد قر دارم توی کمر لرلرلرلر قرار شد نباشم ولی اومدم ک حال خوبمو ب رخ اون بدبخت بیچاره هایی که اذیتم کردن بکشم که بگم باشی نباشی واسم فرقی نداره ایکبیری همیشه فکر میکردم عشق من یه شاهزاده با بنز سفیده اینقدر فکرکردم ک خدا گ...
ثمره عشق:) - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 5:37
درمورد همه چیز حرف زدیم موندم شب خواستگاری بریم تو اتاق چی بگیم؟!:/ تا انتخاب رنگ مبل ک قرمز میباشد پیش رفتیم:) چ رنگی ن خو نوعروس دوماد همینه دیگ دل تو دلم نیس واسه محرم صبح رفته بود هیئت با دوستش و من در اوج خوشی بسر میبرم شکرت خدا شکر مادرش عکسمو دیده گفته مال خودمونه مطمئن باش:) خیلی لارجه با ما...
هورا - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 5:37
عاقا دانشجو شدم رف سلامتی خودم ک مث بوق درس ننخواندم اما رشته ای ک خواسم قبول شدم:) سپهر عاقامون نذری میخواد بده ماه محرم ب مناسبت قبولی میترا خانومش توی دانشگاه فداش بشم:)
Love - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 5:37
دیشب تا ساعت۱۲:۲۰باهم بودیم قبلش جفتمون کار داشتیم وقت نشد حرف بزنیم وقتی اومد بعد کلی حرف بهش گفتم سپهرم گفت جان دلم گفتم امروز چیزی نخریدی واسم؟! گفت مگ میشه نخرم؟! ی عطر ملایم خریده واسم و ی سری چیزای دیگه ... ازسلیقه اش خوشم میاد قشنگه عشقم خو بهش میگم مامان بابا خبری ازم میگیرن؟! میگ مامان هررو...